ترجمه "anterior" به فارسی
پیشین, اسبق, جلو بهترین ترجمه های "anterior" به فارسی هستند.
anterior
adjective
masculine
دستور زبان
Que ocurre antes que otra cosa, sea en tiempo o en orden.
-
پیشین
adjectiveDe hecho, hay quienes admiten haber llamado a su pareja actual por el nombre de la anterior.
حتی برخی اذعان میکنند که اشتباهاً همسر جدیدشان را با نام همسر پیشین خود صدا زدهاند.
-
اسبق
-
جلو
adjectiveSí, tenemos la versión anterior en la bóveda.
آره ، ما اونو جلوتر توی گنبد نگه داشتیم
-
ترجمه های کمتر
- سابق
- قدامی
- قدیم
- پيشين
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " anterior " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "anterior" با ترجمه به فارسی
-
تیمار پیشکاشت
-
رباط متقاطع جلویی
-
اتاقک پیشین
-
یای مجهول
-
سازگاری برگشتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن