ترجمه "apareamiento" به فارسی
جفتگيري, جفتگیری, آمیزش جنسی بهترین ترجمه های "apareamiento" به فارسی هستند.
apareamiento
noun
masculine
دستور زبان
Acción de apareamiento entre macho y hembra con fines reproductivos.
-
جفتگيري
Y tras ese llamado de apareamiento, quizá quiera hacerlo su esposo.
به اضافه اينکه ، بعد از اينکه براي جفتگيري صداش کردي. ممکنه فکر کنه شوهرشي
-
جفتگیری
emparejamiento de organismos de sexo opuesto o hermafroditas, usualmente con fines de reproducción sexual
El uso de herramientas debió mejorar nuestra sobrevivencia, el apareamiento, etc.
استفاده از ابزار بایستی که بقای ما را بهبود بخشیده باشد، و جفتگیری و غیره.
-
آمیزش جنسی
noun
-
ترجمه های کمتر
- تطابق
- تلقیح طبیعی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " apareamiento " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "apareamiento" با ترجمه به فارسی
-
جفتشدگی کروموزوم · سيناپسیس
-
جفتگيري كنترلنشده · جفتگیری تصادفی
-
فصلهای زادگیری
-
فصلهای زادگیری
-
برونچليپايي · تكزامهاي · جفتگیري جور · دستگاههای جفتگیری
-
جفتگيري كنترلنشده · جفتگیری تصادفی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن