ترجمه "apio" به فارسی
کرفس, آراكاسيا اسكولنتا, آراكاسيا زانتوريزا بهترین ترجمه های "apio" به فارسی هستند.
apio
noun
masculine
دستور زبان
Vegetal comestible europeo (Apium graveolens), perteneciente al orden de las umbelíferas.
-
کرفس
nounVegetal comestible europeo (Apium graveolens), perteneciente al orden de las umbelíferas.
Quiere jugo de tomate con un trozo de limón y sal de apio.
آب گوجه میخواد با یه تیکه لیمو و یه کم نمک با دونه کرفس
-
آراكاسيا اسكولنتا
-
آراكاسيا زانتوريزا
-
ترجمه های کمتر
- آراکاسیا گزانتوریزا
- زردك پرويي
- هويج پرويي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " apio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "apio"
عباراتی شبیه به "apio" با ترجمه به فارسی
-
کرفس
-
آپيوس توبروزا · اَپيوس آمريكایی · اَپیوس آمریکانا · گليسين آپيوس
-
آپيوس توبروزا · اَپيوس آمريكایی · اَپیوس آمریکانا · گليسين آپيوس
-
آپیوس
-
کرفس بیابانی
-
کرفس بیابانی
-
آلاله طاولدار
-
آپيوس توبروزا · اَپيوس آمريكایی · اَپیوس آمریکانا · گليسين آپيوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن