ترجمه "apogeo" به فارسی
اوج, اعلی درجه, نقطه اوج بهترین ترجمه های "apogeo" به فارسی هستند.
apogeo
noun
masculine
دستور زبان
Momento de máxima intensidad de un hecho o fenómeno. [..]
-
اوج
nounEstado final culminante. [..]
♫ Orson Welles llegó a su apogeo a los 25, se infló ante nuestros ojos.
♫ اورسون ولس (نویسنده ی آمریکایی) در 25 ساگی به اوج رسید، جلوی چشمان ما.
-
اعلی درجه
noun -
نقطه اوج
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " apogeo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن