ترجمه "apretado" به فارسی

تنگ, سفت, فورا بهترین ترجمه های "apretado" به فارسی هستند.

apretado adjective verb masculine دستور زبان

sangrón [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنگ

    adjective

    Ya saben, hasta traté de ponerme un traje apretado de superhéroe para reinventarme.

    حتی سعی کردم لباس مخصوص و تنگ ابرقهرمان ها را بپوشم تا خودم را بازابداع کنم.

  • سفت

    adjective

    Estirado, forzado hacia algo.

    Ya sientes cómo se aprieta el nudo alrededor de tu frágil cuello.

    ميتوني اون حلقه ي طنابي که دور گردن باريک شکننده سفت ميشه رو حس کني

  • فورا

    adverb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " apretado " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "apretado" با ترجمه به فارسی

  • سفت
  • تنگنا · کلیک
  • feshordan · بستن · تنگ کردن · فرو بردن · فشردن · پرچ کردن · پرکردن · گره کردن
  • feshordan · بستن · تنگ کردن · فرو بردن · فشردن · پرچ کردن · پرکردن · گره کردن
اضافه کردن

ترجمه های "apretado" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه