ترجمه "apropiado" به فارسی

درخور, بجا, درست بهترین ترجمه های "apropiado" به فارسی هستند.

apropiado adjective masculine دستور زبان

Que tiene propiedades suficientes o requeridas para un propósito o tarea dada.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • درخور

    adjective

    Usaré el dinero del seguro para darle un entierro apropiado.

    من پول بيمه رو صرف يک مراسم درخور پاول خواهم کرد و اون تا يک ساعت ديگه شروع ميشه

  • بجا

    adjective

    Es muy refrescante y apropiado el pensar y hablar sobre asuntos espirituales en esas ocasiones.—Fili.

    بسیار بجا و نشاطآور است که در چنین مواقعی در مورد چیزهای روحانی گفتگو شود.—فیلپ.

  • درست

    adjective

    Al menos vas a tener una boda apropiada.

    خب ، حداقل يه عروسي درست و حسابي مي گيري.

  • ترجمه های کمتر

    • ذی صلاحیت
    • شایسته
    • صحيح
    • لایق
    • مربوط
    • مرغوب
    • مساوی
    • مطلوب
    • مقتضی
    • مناسب
    • کافی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " apropiado " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "apropiado" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "apropiado" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه