ترجمه "apuro" به فارسی
دردسر, اصرار, سختی بهترین ترجمه های "apuro" به فارسی هستند.
apuro
noun
verb
masculine
دستور زبان
Situación difícil.
-
دردسر
nounSólo queremos encontrar un amigo que está en apuros.
فقط میخوایم دوستمونو پیدا کنیم که توی دردسر افتاده
-
اصرار
nounEl Sr. Elton se cortó un dedo, y me apuraste para vendarlo.
آقاي التون دستش رو بريد و تو اصرار کردي که من زخمش رو ببندم
-
سختی
nounDurante la guerra, la gente pasó muchos apuros.
در طول جنگ مردم متحمل سختی های زیادی شدند.
-
ترجمه های کمتر
- سرعت
- عجله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " apuro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "apuro" با ترجمه به فارسی
-
آپیور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن