ترجمه "arena" به فارسی
ماسه, ریگ, شن بهترین ترجمه های "arena" به فارسی هستند.
Material flácido que consiste en partículas mineral pequeñas o partículas de roca y mineral, distinguibles al ojo desnudo; los granos varían de casi esféricos a angulares, con una gama de diámetros de entre 1/16 y 2 milímetros.
-
ماسه
nounconjunto de partículas de rocas disgregadas
Y se ancla a la arena inflando un globo al final de su tronco.
و خودش را به ماسه متصل می کند بوسیله باد کردن بادکنکی در انتهای تنه خودش.
-
ریگ
nounLas fuerzas babilonias se llevan tantos prisioneros que ‘recogen cautivos justamente como arena’.
نیروهای بابلی آنقدر اسیر میگیرند که میباید آنان را ‹مثل ریگ جمع کنند.›
-
شن
nounDeja de ocultar tu cabeza en la arena.
سر زیر شن بردنتان را بس کنید.
-
ترجمه های کمتر
- måse
- rig
- آرنا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arena " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "arena"
عباراتی شبیه به "arena" با ترجمه به فارسی
-
قزلآلاي دريايي شني · قزلآلاي دريايي لكهدار · ماهي باس سفيد دريايي · نرمهماهی
-
ماسه بادی
-
ای دبلیو دی آرنا
-
شنماهیان
-
سد ساحلی
-
قیر شن
-
کوسهماهیان
-
طوفان ریگ · طوفان شن · گرم باد