ترجمه "arroz" به فارسی
برنج, پلو بهترین ترجمه های "arroz" به فارسی هستند.
arroz
noun
masculine
دستور زبان
Hierba erguida, Oryza sativa, que crece en Asia del este en tierras húmedas y tiene los puntos de la flor que se inclinan y granos amarillos comestibles oblongos que llegan a ser blancos cuando están pulidos.
-
برنج
nounگیاهی با دانه های خوراکی [..]
Ya han pasado más de dos semanas desde que comí arroz.
بیش از دو هفته ست، که برنج نخورده ام.
-
پلو
nounNo más arroz y frijoles.
ديگه خبري از پلو و لوبيا نيست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arroz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "arroz"
عباراتی شبیه به "arroz" با ترجمه به فارسی
-
برنج دیم
-
برنج چسبناک
-
پوستههاي شلتوک برنج · پوستههای برنج
-
گردهای برنج
-
لیرسیا
-
برنج دیم
-
شراب برنج
-
بيد برنج · کورسیرا سفالونیکا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن