ترجمه "arruga" به فارسی
چروک, جمعیت و ازدحام, درز بهترین ترجمه های "arruga" به فارسی هستند.
arruga
noun
verb
feminine
دستور زبان
Pequeño surco, cresta o pliegue en una superficie por lo demás lisa.
-
چروک
nounLos pequeños detalles en nuestro cuerpo, como las cicatrices o las arrugas, cuentan nuestra historia de vida.
جزییات کوچکی روی بدنمان، همچون یک زخم یا چروک، گویای قصه زندگی ماست.
-
جمعیت و ازدحام
noun -
درز
noun
-
ترجمه های کمتر
- زیگ زاگ
- شکن
- شیار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arruga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "arruga"
عباراتی شبیه به "arruga" با ترجمه به فارسی
-
شخم زدن · مچاله کردن · پیچیدن
-
نوکشاخ چروکدار
-
مچاله
-
ذرت شيرين · ذرت شیرین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن