ترجمه "arte" به فارسی
هنر, اتمام, اجرا بهترین ترجمه های "arte" به فارسی هستند.
arte
noun
masculine
دستور زبان
Expresión de la creatividad o de la imaginación. [..]
-
هنر
nounactividad creativa del ser humano
Mi profesión y mi arte es vivir.
زندگی کردن، حرفه و هنر من است.
-
اتمام
noun -
اجرا
nounO taxista y actor, banquero y pintor, que crea su propio arte, en público o en privado.
یا راننده تاکسی و بازیگر، یک بانکدار و نقاش، مخفیانه یا در انظار هنرشان را اجرا میکنند.
-
ترجمه های کمتر
- استعداد هنرپیشگی
- استعداد هنری
- انجام
- حصول
- دلاوری
- فراگیری
- فضیلت
- فن
- مغالطه
- مغلطه
- مکر
- نیل
- ورزیدگی
- چیره دستی
- کمال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "arte" با ترجمه به فارسی
-
هنر ماقبل تاریخ
-
نمایشگاهگردان
-
هنر معاصر
-
هنر خام
-
هنر فیگوراتیو
-
هنر بومشناختی
-
هنر رزمی · هنرهای رزمی · ورزشهای رزمی
-
هنر کاربردی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن