ترجمه "auxilio" به فارسی
کمک, یاری بهترین ترجمه های "auxilio" به فارسی هستند.
auxilio
noun
verb
masculine
دستور زبان
grupo de personas que dan seguridad en las fistas rurales [..]
-
کمک
nounAcción realizada para proveer asistencia.
Estas mujeres están aprendiendo primeros auxilios y sus derechos constitucionales.
این خانمها آموزش کمک های اولیه را میبینند و درباره حقوقشون در قانون اساسی یاد میگیرند.
-
یاری
nounAcción realizada para proveer asistencia.
A diferencia de los cristianos verdaderos, tardan en auxiliar a los necesitados, o no los socorren de ninguna manera.
چنین افرادی بر خلاف مسیحیان حقیقی اگر هم دست یاری به سوی نیازمندان دراز کنند شتابی در این کار به خرج نمیدهند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " auxilio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "auxilio"
عباراتی شبیه به "auxilio" با ترجمه به فارسی
-
کمکیاران پزشکی
-
کمکهای اولیه
-
فعل کمکی
-
اضافی · الحاقی · تکمیلی · فرعی · متمم · مکمل · کمک · کمک کردن · کمکی · یاری · یاری کردن · یاور
-
چیپست
-
مهماندار هواپیما
-
اسقف کمکی
-
زبان میانجی جهانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن