ترجمه "aviso" به فارسی
اخطار, تابلو, تذکر بهترین ترجمه های "aviso" به فارسی هستند.
aviso
noun
verb
masculine
دستور زبان
Información efectiva, opinión o advertencia escrita comunicada a una persona por una fuente autorizada, enviada generalmente a todas las partes interesadas a menudo por vía oficial debido a alguna regla legal o administrativa que lo requiera. [..]
-
اخطار
nounHoy en el banco, una especie e aviso.
امروز توي بانک يه جورايي بهش اخطار داده بودن.
-
تابلو
Chapa de metal para la comunicación escrita (aviso, instrucciones, etc.) al borde de las vías comunicación.
-
تذکر
noun
-
ترجمه های کمتر
- تهدید
- عبرت
- فرمان
- هشدار
- يادآور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aviso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "aviso"
عباراتی شبیه به "aviso" با ترجمه به فارسی
-
رفع کننده ادعا و مسئولیت · سلب مسؤولیت
-
محيط زيست ژرفكفزيان · محیط زیست مغاکی کفزیان · منطقه مغاكي كفزيان
-
اخطار کردن · توصیه دادن · دلسرد کردن · سست کردن · قیمت کردن · نصیحت کردن · هشدار دادن · پند دادن · یاد دادن
-
خدمات اگاهیدهنده کشاورزی · خدمات هشداردهنده کشاورزی
-
امکان داشتن · زندان کردن · قدرت داشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن