ترجمه "ayuda" به فارسی

کمک, یاری, راهنما بهترین ترجمه های "ayuda" به فارسی هستند.

ayuda noun verb masculine feminine دستور زبان

Acción realizada para proveer asistencia.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمک

    noun

    Acción realizada para proveer asistencia.

    Su perspectiva única ayudó a arrojar luz sobre la situación.

    دید منحصر به فردش کمک کرد وضعیت رو بهتر بفهمیم.

  • یاری

    noun

    Acción realizada para proveer asistencia.

    Cierta mujer ha ayudado a los deprimidos llevándoselos a dar una caminata.

    خانمی اشخاص افسرده را با وادار کردن آنان به انجام پیادهرویهای طولانی یاری میداد.

  • راهنما

    noun

    Por favor, sigan la línea azul, y alguien les ayudará.

    لطفاً از خط آبي برين و يکي راهنمايي تون ميکنه

  • ترجمه های کمتر

    • komak
    • حمایت
    • دستیاری
    • رسیدگی
    • سود
    • مزایای شغلی
    • مواظبت
    • پایمردی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ayuda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ayuda
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • راهنما

    noun

    Ayudaban al barco a encontrar el camino.

    اونا با نورشون کشتي رو راهنمايي مي کردند

تصاویر با "ayuda"

عباراتی شبیه به "ayuda" با ترجمه به فارسی

  • توجه کردن · حضوربهم رساندن · حمایت کردن · حمایت کردن از · دستگیری کردن · دستیاری کردن · شرکت جستن · ملحق شدن · پایمردی کردن · پیوستن به · کمک · کمک کردن · یاری · یاری کردن
  • كمك اقتصادي · کمک به توسعه
  • حساس به مفهوم
  • مراقبت از کودک · نگهداری از کودک
  • نهادهاي كمكي · کارگزاریهای توسعه
  • برای کمک شما متشکرم
  • به کمک احتیاج داری؟ · به کمک احتیاج دارید؟ · کمک میخوای؟
  • امدادرساني غذايي · کمک غذایی
اضافه کردن

ترجمه های "ayuda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه