ترجمه "ayuno" به فارسی

روزه, روزه گرفتن, تغذیه ناکافی بهترین ترجمه های "ayuno" به فارسی هستند.

ayuno adjective noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • روزه

    noun

    Por el contrario, pasó toda la noche en vela y ayunando.

    در عوض، تمام شب را بیدار ماند و روزه گرفت.

  • روزه گرفتن

    Este banquete será más bien un ayuno si seguimos así.

    با اينجوري که ما داريم پيش ميريم اين ضيافت بيشتر شبيه روزه گرفتن ميشه.

  • تغذیه ناکافی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ayuno " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ayuno
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • روزه

    noun

    Ayunando, gimiendo y vistiéndose de saco, un símbolo de arrepentimiento y sinceridad.

    در حال روزه و ماتم، و پلاس بر تن، به نشانهٔ توبه و خلوص دل.

عباراتی شبیه به "ayuno" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ayuno" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه