ترجمه "baja" به فارسی

مرخصی استعلاجی, کاهش, کوتاه بهترین ترجمه های "baja" به فارسی هستند.

baja adjective noun verb feminine دستور زبان

En una posición comparativamente cercana al suelo. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرخصی استعلاجی

    noun

    DM: Baja por enfermedad. Sí, seguro que querrían unos días libres.

    دیوید مک کندلس: مرخصی استعلاجی. بله، حتما می خواهید زمانی را مرخصی بگیرید.

  • کاهش

    noun

    Pero era el segundo hijo, y el nivel de supervisión había bajado.

    اما او فرزند دوم بود، و در نتیجه سطح نظارت والدین کاهش پیدا می کرد.

  • کوتاه

    adjective

    Tu mamá es alta y tú eres baja para tu edad.

    مادرت قدش بلنده ، و تو هم يه کمي نسبت به سِنت کوتاهي.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " baja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "baja" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "baja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه