ترجمه "barra" به فارسی
خط مورب, تکه, قرص نان بهترین ترجمه های "barra" به فارسی هستند.
barra
noun
verb
feminine
دستور زبان
grupo de personas que apoyan a un solo participante de algun concurso o competencia [..]
-
خط مورب
signo de puntuación que consiste en una línea diagonal
-
تکه
noun -
قرص نان
nounYo tengo diabetes, yo soy la que me merezco las dos barras.
من ديابت دارم من کسيم که دو قرص نان حقشه
-
ترجمه های کمتر
- ميله
- میله
- هالتر
- کله قند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "barra"
عباراتی شبیه به "barra" با ترجمه به فارسی
-
نوار ابزار شناور
-
نوار داده ها
-
پارالل ناهمسطح
-
نوارعنوان
-
نوار نشانی
-
نوارشکافتن
-
نمودار میلهای
-
دکمه نوار وظیفه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن