ترجمه "barrera" به فارسی
مانع, دیوار, سد بهترین ترجمه های "barrera" به فارسی هستند.
Estructura que impide el paso. [..]
-
مانع
nounAlgo inmaterial que se interpone en el camino y debe ser eludido o superado.
Pero la razón por la que todos se callaban es lo que llamo la barrera psicológica del miedo.
اما دلیلی که همه ساکت بودند چیزی هست كه من اسمش رو مانع رواني ترس مي گذارم.
-
دیوار
nounRompe la barrera del sonido y habrá explosión sónica.
دیوار صوت رو بشکون و یه شعاع صوتی هست
-
سد
noun10 Sin embargo, a veces las imperfecciones levantan barreras a la amistad y el cariño.
۱۰ بعضی اوقات ناکاملیها ممکن است سد راه توسعهٔ دوستی و محبت شود.
-
حصار
nounParecía impacientarse cada vez más al escuchar las muchas quejas sobre la barrera.
او ظاهراً از شنیدن شکایت های بی نهایت در بارۀ حصار ناراحت به نظر می رسید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barrera " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Barrera" در فرهنگ لغت اسپانیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Barrera در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "barrera"
عباراتی شبیه به "barrera" با ترجمه به فارسی
-
گاردریل
-
موانع تجاری
-
موانع ورود به بازار
-
صخرههای مرجانی بزرگ استرالیا
-
حد نصاب انتخاباتی
-
حمايت تجاری · موانع تجاری · موانع غير تعرفهاي تجاری
-
جزیره سدی
-
حمايت تجاری · موانع تجاری · موانع غير تعرفهاي تجاری