ترجمه "beso" به فارسی
بوسه, ماچ بهترین ترجمه های "beso" به فارسی هستند.
beso
noun
verb
masculine
دستور زبان
Contacto afectuoso con los labios como signo de amor o de afecto.
-
بوسه
nounacto de presionar los labios contra una superficie
El resplandor del embarazo nace de dos pizcas de besos de ángel.
نگراني حاملگي از دو تا بوسه فرشته تشکيل شده.
-
ماچ
nounBien, necesito que gires sobre tu costado, besa tus rótulas.
خيلي خوب ، مي خوام بچرخي به پهلو بخوابي ، کاسه زانوتو ماچ کني.
-
[[ماچ]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "beso"
عباراتی شبیه به "beso" با ترجمه به فارسی
-
بسوس
-
بوسیدن · لب گرفتن · ماچ کردن
-
بوس و کنار
-
بوسیدن · ماچ کردن
-
فعال · کتک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن