ترجمه "bloqueo" به فارسی
انسداد, راه بندان, سد راه بهترین ترجمه های "bloqueo" به فارسی هستند.
bloqueo
noun
verb
masculine
دستور زبان
Aislamiento de algún lugar, especialmente de un puerto, para impedir el tráfico comercial entrante y saliente. [..]
-
انسداد
nounHay que encontrar el paso correcto que lo bloquea, y luego crear un medicamento que lo haga.
باید گام صحیح به انسداد را بیابیم، و بعد دارویی را خلق کنیم که آن را انجام دهد.
-
راه بندان
nounEl bloqueo por tierra es completo.
راه بندان خشکي حالا کامل شده
-
سد راه
nounLos policías bloquearon a los activistas en Islamabad.
پلیس در اسلام آباد سد راه فعالان شد.
-
محاصره
nounLos Medici lo han contratado para diseñar armas de bloqueo.
مديچي ها اونو استخدام کردن تا سلاح هاي محاصره طراحي کنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bloqueo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bloqueo" با ترجمه به فارسی
-
فهرست فرستنده های مسدود شده
-
قفل کن حساب
-
خجالت دادن · شرمسار شدن · قالب زدن · قرار گرفتن · مسدود کردن · گنجانیدن
-
رمز قفل
-
قفل شده
-
بلوک پرونده
-
بنبست · پات · گیر
-
لیست دامنه مسدود شده سطح بالا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن