ترجمه "bola" به فارسی
خایه, توپ, کره بهترین ترجمه های "bola" به فارسی هستند.
bola
noun
feminine
دستور زبان
parte del órgano sexual masculino externo (testículo) [..]
-
خایه
noun¿Planeas quedarte aquí rascando tus bolas hasta el invierno?
تو می خوای بشینی اینجا خایه هاتو بخارونی تا زمستون بیاد ؟
-
توپ
noun adjectiveObjeto generalmente esférico, utilizado en algunos deportes.
Y es una bola alta a la izquierda.
توپ بلند و با سرعت به جناح چپ ميره.
-
کره
noun
-
ترجمه های کمتر
- افسانه
- انبوه
- تک
- تیله
- حرف دو پهلو
- حکایت
- خاک
- خلاف حقیقت
- داستان
- دروغ
- ذره کوچک
- شرح
- ضربه سنگین
- قصه
- قطره
- لخته
- مقدار قابل توجه
- ناراستی
- وضع
- کذب
- کلاف
- گلوله
- گندله
- گوي
- گوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bola " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bola"
عباراتی شبیه به "bola" با ترجمه به فارسی
-
منفی کردن
-
هفت گوی بلورین
-
چرب
-
تک · تیله
-
اردک سرسیاه کوچک
-
دردسر
-
آسیاب گلولهای
-
جنس رز · جنس نسترن · جنس گل سرخ · رزا · گلهاي سرخ · گلوله برف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن