ترجمه "bomba" به فارسی
بمب, پمپ, قنبره بهترین ترجمه های "bomba" به فارسی هستند.
bomba
noun
adjective
feminine
دستور زبان
estación surtidora de gasolina [..]
-
بمب
nounarma explosiva
La bomba atómica destruyó Hiroshima totalmente.
بمب هسته ای کل هیروشیما را از بین برد.
-
پمپ
nounEntonces noté, bien, hay un problema serio con la bomba de combustible.
بعد فهمیدم، که خوب یک مشکل بزرگ در منبع پمپ وجود دارد.
-
قنبره
noun
-
ترجمه های کمتر
- تیزانك
- جایگاه سوخت
- صاعقه
- غرش رعد
- پمپ بنزین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bomba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bomba"
عباراتی شبیه به "bomba" با ترجمه به فارسی
-
پمپ دوچرخه
-
پمپ
-
بمب ساعتی
-
بمب آتشزا
-
تجهیزات جوشکاری · تجهیزات نگهداری
-
زیر جلدی
-
بمب خوشهای
-
بمب جنسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن