ترجمه "bono" به فارسی

اوراق قرضه, سند, هزینه بهترین ترجمه های "bono" به فارسی هستند.

bono adjective noun masculine دستور زبان

bono (Buenos Aires) [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اوراق قرضه

    instrumento financiero de deuda

    Pedí mi pescado el viernes, que es el bono que Burry vendió en corto.

    ماهيم رو جمعه سفارش دادم ، که ميشه همون اوراق قرضه اي که مايکل بري فروش رهني کردشون

  • سند

    noun

    ¿Y si asegurase que ha encontrado las cajas con los bonos originales?

    اگه ادعا ميکرد جعبه اصلي سند رو پيدا کرده چي ميشد ؟

  • هزینه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bono " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bono
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بونو

    Bono (músico)

    Yo estaba dispuesto a hacerlo, pero no pude convencer a Bono.

    میخواستم این کارو بکنم، ولی «بونو» راضی نشد.

عباراتی شبیه به "bono" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bono" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه