ترجمه "boro" به فارسی
بور, آلوکازیا ماکروریزا, بور(شبه فلزات) بهترین ترجمه های "boro" به فارسی هستند.
boro
noun
masculine
دستور زبان
situación que está generando un problema [..]
-
بور
nounیکی از عنصرهای جدول تناوبی عنصرها
Un exceso de boro produce el color.
وجود عنصر بور ، اين رنگ رو توليد کرده
-
آلوکازیا ماکروریزا
-
بور(شبه فلزات)
-
تاروي كبير
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "boro"
عباراتی شبیه به "boro" با ترجمه به فارسی
-
بور تریاکسید
-
تریفلورید بور
-
ایزوتوپهای بور
-
کربید بور
-
نیترید بور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن