ترجمه "bote" به فارسی
قایق, کشتی, دینگی بهترین ترجمه های "bote" به فارسی هستند.
bote
noun
verb
masculine
دستور زبان
Ensamblado de pedazos de madera amarrados juntos y que forman una especie de plancha flotante. [..]
-
قایق
nounNave marina usada para el transporte de mercancías, pesca, competición, recreación, o para uso militar, propulsada por remos, motor interno o externo o por el viento.
Le alquiló un bote a un hombre local lejos del hotel.
تو از یه مرد بومی به دور از اقامتگاه یه قایق کرایه کردی.
-
کشتی
nounCuatro hombres armados se llevaron al capitán en un bote salvavidas.
چهار نفر از اونا ، ناخدای کشتی رو توی قایق نجات گروگان گرفتن.
-
دینگی
embarcación de pequeña eslora
-
ترجمه های کمتر
- بانکه
- بستو
- توده
- خاکه ذغال
- شیشه
- لتکه
- پشته
- کشتی کوچک
- کومه
- کپه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bote " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bote"
عباراتی شبیه به "bote" با ترجمه به فارسی
-
اقدام كردن
-
سطل زباله
-
قایق بادی
-
بوت · خیک · پوتين يا چكمه · پوتین · چکمه
-
قايق بادي
-
حلقه كردن دود
-
قایق نجات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن