ترجمه "brandy" به فارسی
براندی, آراك, برانديها بهترین ترجمه های "brandy" به فارسی هستند.
brandy
noun
masculine
دستور زبان
Licor alcohólico destilado de vino o jugo de fruta fermentado.
-
براندی
Creo que quizá tenemos brandy de albaricoque por ahí.
فکر کنم براندی زردآلو داشته باشیم
-
آراك
-
برانديها
-
ترجمه های کمتر
- جين
- رمها
- كنياك
- كوگناك
- مشروبات الکلی قوی
- مشروبات تقطيري
- ودكا
- ويسكيها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brandy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن