ترجمه "brida" به فارسی

افسار, جلوگيرى كردن, دهه كردن بهترین ترجمه های "brida" به فارسی هستند.

brida noun feminine دستور زبان

Pieza del equipo utilizado para controlar un caballo.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • افسار

    noun
  • جلوگيرى كردن

  • دهه كردن

  • ترجمه های کمتر

    • عنان
    • فلنج
    • قيد
    • لگام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brida " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Brida
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رامکردن

    equitación

  • فلنج

تصاویر با "brida"

اضافه کردن

ترجمه های "brida" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه