ترجمه "brillar" به فارسی

براق شدن, برق زدن, تابيدن بهترین ترجمه های "brillar" به فارسی هستند.

brillar verb دستور زبان

Despedir o reflejar luz intensamente. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • براق شدن

    verb
  • برق زدن

    verb

    Amaba la manera en que sus ojos brillaban cuando reía.

    برق زدن چشماش رو دوست داشتم وقتي که مي خنديد.

  • تابيدن

    Emitir luz.

  • ترجمه های کمتر

    • تابیدن
    • درخشش
    • درخشیدن
    • سوسو زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brillar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "brillar" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "brillar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه