ترجمه "broma" به فارسی

شوخی, جوک, خنده بهترین ترجمه های "broma" به فارسی هستند.

broma noun feminine masculine دستور زبان

Algo dicho o hecho por diversión.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شوخی

    noun

    La muerte no entiende una broma: la gente la llama y ella viene.

    مرگ شوخی نمی شناسد: آن را فرا می خوانند، و آن می آید.

  • جوک

    noun

    No has pedido eso solo para hacer esa broma, ¿no?

    نگو یه مافین سفارش دادی تا فقط بتونی این جوک رو بگی!

  • خنده

    noun

    Todos se rieron como si fuese la mejor broma de sus vidas.

    همگی یه طوری خندیدن که انگار خنده دارترین چیزی بوده که شنیدن.

  • ترجمه های کمتر

    • خوش طبعی
    • شوخی زننده
    • طعنه
    • طنز
    • لطیفه
    • مسخره
    • نرمتنان آسیبرسان
    • نرمتنان زيانآور
    • نرمتنان مضر
    • گوشه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " broma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "broma"

عباراتی شبیه به "broma" با ترجمه به فارسی

  • بروموس انرمیس · علف پشمكي · علف پشمكي مجارستاني
  • بروموس انرمیس · علف پشمكي · علف پشمكي مجارستاني
  • نرمتنان زيانآور
  • حیله زدن
  • برم
  • بروموس · جنس جاروعلفی
  • بروموس · جنس جاروعلفی
  • بروموس انرمیس · علف پشمكي · علف پشمكي مجارستاني
اضافه کردن

ترجمه های "broma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه