ترجمه "brote" به فارسی
بروز, بوژنه, جوانه بهترین ترجمه های "brote" به فارسی هستند.
brote
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
بروز
nouny devolver algo de esperanza, de mantener bajo control este brote.
و کمی امید به توانایی خویش در مهار این بیماری بروز کرده بیاوریم.
-
بوژنه
-
جوانه
nounEl brote se marchita debido a que el suelo es poco profundo.
پس دلیل خشک شدن جوانه در واقع کمعمق بودن خاک است.
-
ترجمه های کمتر
- شیوع
- طغیان
- ظهور
- غنچه
- نوگل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brote " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "brote" با ترجمه به فارسی
-
تشكيل جوانه
-
انفجار پرتوی گاما
-
تاركهاي نوساقه
-
تاركهاي نوساقه · نخستههای برگ · نوساقهها
-
بازپيدايي بيماريها · زياهمهگيرها · همهگیرها · همهگیری محدود بيماري · گياهمهگيرها
-
نوساقههای خیزران
-
کهکشان ستارهفشان
-
تاركهاي نوساقه · نخستههای برگ · نوساقهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن