ترجمه "bruja" به فارسی

ساحره, جادوگ, جادوگر بهترین ترجمه های "bruja" به فارسی هستند.

bruja noun feminine دستور زبان

que dice cosas imprudentemente [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساحره

    noun

    Con los poderes de las brujas se pueden conseguir muchas cosas.

    خيلي چيزا مي تونه قدرت يه ساحره رو تقويت کنه.

  • جادوگ

    Persona que practica magia o realiza hechizos.

  • جادوگر

    noun

    Eso scaffy bruja me dio un hechizo gammy!

    اون جادوگر زشت به من یه طلسم به درد نخور داد!

  • ترجمه های کمتر

    • حادوگر
    • مادربزرگ
    • نابغه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bruja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bruja" با ترجمه به فارسی

  • جادوگ · جادوگر · حادوگر · طلسم کننده · نابغه
  • ساحره · مادربزرگ
  • بروژ
  • آلونک · کریج
  • بروژ
اضافه کردن

ترجمه های "bruja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه