ترجمه "burro" به فارسی

خر, الاغ, سر سخت بهترین ترجمه های "burro" به فارسی هستند.

burro adjective noun masculine دستور زبان

persona de poca inteligencia [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خر

    noun

    Puedo tratar a ese burro como a cualquier otro novio anónimo.

    من ميتونم با اون کله خر مثل هر داماد بد شکلي برخورد کنم

  • الاغ

    noun

    Creo que pintaste un burro en rojo, Gwen.

    مطمئنم یه الاغ قرمز رو هم رنگ کردی گوئن.

  • سر سخت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • هالو
    • احمق
    • اكوئوس آسينوس
    • الاغها
    • بی کله
    • خر نر
    • خرها
    • دیوانه
    • فاخته
    • لاک پشت دریایی
    • لوده
    • کلّه خر
    • کلّه سخت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " burro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Burro
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خر

    adjective noun Prefix

تصاویر با "burro"

عباراتی شبیه به "burro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "burro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه