ترجمه "cable" به فارسی
کابل, تلگراف, تلگرام بهترین ترجمه های "cable" به فارسی هستند.
cable
noun
masculine
دستور زبان
krokodril [..]
-
کابل
noun properelemento conductor formado por un conjunto de hilos metálicos
Debe haber un cable que va en una sola dirección.
بايد يه مجموعه کابل و لوله باشه که همش در يک جهت به هم وصل ميشن.
-
تلگراف
nounDespués, todo el tráfico de cables al oeste de Chicago pasa por aquí.
بعد از اون ، کل تبادلات خطوط تلگراف غرب شيکاگو از اينجا رد ميشه
-
تلگرام
nounLe suplico que le mande un cable.
شما مي تونين بهش تلگرام بفرستين.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cable"
عباراتی شبیه به "cable" با ترجمه به فارسی
-
سینی کابل
-
دیلم · مته
-
محدود سازی معادل سیم دار
-
کابل هممحور
-
زوج بههمتابیده
-
تلویزیون کابلی
-
کابل ارتباطی زیردریایی
-
کابل فشارقوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن