ترجمه "cabo" به فارسی

سرجوخه, دماغه, سرباز بهترین ترجمه های "cabo" به فارسی هستند.

cabo noun masculine دستور زبان

soga cabulla [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرجوخه

    noun

    سرباز نظامی [..]

    Es cabo, con verdadera experiencia como médico de batalla.

    الان يه سرجوخه اس با تجربه ي واقعي جنگ به عنوان پزشک.

  • دماغه

    noun

    accidente geográfico

    El Capitán sugiere que el Eurydice seguramente esté aguardando pasado ese cabo.

    ناخدا به ذهنش خطور کرده که احتمالاً اوريدس ، در اون طرف دماغه منتظرمونه.

  • سرباز

    noun

    Fue un cabo de los nuestros el que le disparo.

    کسي که شليک کرد يکي از سرباز هاي ما بود

  • ترجمه های کمتر

    • انتها
    • بدنی
    • شنل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cabo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cabo

Cabo (fuerzas armadas)

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرجوخه

    noun

    Cabo (fuerzas armadas)

    Cabo, puedo patear algunos traseros de novatos vagos.

    سرجوخه ی دانشگاه شدم می تونم دهن جدیدا رو بگام

تصاویر با "cabo"

عباراتی شبیه به "cabo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cabo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه