ترجمه "cadena" به فارسی
زنجیر, رشته, شبکه بهترین ترجمه های "cadena" به فارسی هستند.
cadena
noun
feminine
دستور زبان
Colección de locales comerciales todos relacionados con la misma compañía. [..]
-
زنجیر
noununidad de longitud [..]
Una cadena es tan fuerte como el más débil de sus eslabones.
استحکام زنجیر به اندازه ضعیفترین حلقه آن است.
-
رشته
nounAsí que construimos un modelo de tres cadenas.
در نتیجه ما یک مدل سه رشته ای ساختیم.
-
شبکه
nounUn motivo es que las cadenas de noticias redujeron la cantidad de corresponsales internacionales a la mitad.
يك دليل این هست که شبکه های خبری تعداد ادارات خارجی خود را به نصف رسانده اند.
-
گردن بند
nounArtículo de joyería que se porta en el cuello.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cadena " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cadena"
عباراتی شبیه به "cadena" با ترجمه به فارسی
-
زنجیر چرخ
-
زنجیرههای غذایی · شبكههاي غذايي
-
رشته · رشته (علوم رایانه)
-
حبس ابد · حبسابد
-
زنجیره بلوکی
-
فروشگاه زنجیرهای
-
زنجیره ارزش
-
واكنش زنجيرهاي پليمراز · پی.سی.آر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن