ترجمه "callo" به فارسی

پینه, روپوست جانوري, ميانپوست بهترین ترجمه های "callo" به فارسی هستند.

callo noun verb masculine دستور زبان

Parte endurecida o con espesor de la piel. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پینه

    Y cuando terminamos, tengo el brazo dormido, callos en la mano.

    و در انتها بازوهای من درد می گیرند و دستم پینه می بنده.

  • روپوست جانوري

  • ميانپوست

  • ترجمه های کمتر

    • پوست
    • پينه
    • کالوس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " callo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Callo
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • میخچه

عباراتی شبیه به "callo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "callo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه