ترجمه "calzado" به فارسی
پاافزار, کفش, پاپوش بهترین ترجمه های "calzado" به فارسی هستند.
calzado
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
پاافزار
parte de la indumentaria utilizada para proteger los pies
-
کفش
nounLos mismos rastros en el calzado de todas las víctimas.
نشانه هاي يکساني تو کفش همه ي قرباني ها پيدا شده.
-
پاپوش
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " calzado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "calzado" با ترجمه به فارسی
-
باند عبور
-
واکس
-
کفش ورزشی
-
کفش ایمنی
-
واکس
-
سارگپه پریا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن