ترجمه "cama" به فارسی
بستر, رختخواب, بستر جانوران بهترین ترجمه های "cama" به فارسی هستند.
cama
noun
feminine
دستور زبان
Un mueble, hecho para que una persona duerma en él.
-
بستر
nounUn mueble, hecho para que una persona duerma en él.
Toda la familia estaba enferma y en cama.
کل خانواده در بستر بیماری افتاده بودند.
-
رختخواب
nounLa anciana está demasiado débil para levantarse de la cama.
آن پیرزن آنقدر ضعیف است که نمی تواند از رختخواب برخیزد.
-
بستر جانوران
-
ترجمه های کمتر
- تختخواب
- بستر جانوری
- بستر ماكيان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cama " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cama"
عباراتی شبیه به "cama" با ترجمه به فارسی
-
بستر جانوران · بستر جانوری · بستر ماكيان
-
گرمکننده تختخواب
-
تختخواب
-
بستر جانوران
-
ترامپولین
-
گیاهان بسترساز
-
دامپروری با بستر عمیق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن