ترجمه "campana" به فارسی

ناقوس, انگلیسی, زنگ بهترین ترجمه های "campana" به فارسی هستند.

campana noun feminine دستور زبان

Objeto metálico o de otro material duro, generalmente de forma de copa invertida con un canto brillante, que resuena al ser golpeado.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناقوس

    instrumento idiófono

    Las campanas despiertan a los muertos y les guían al descanso eterno.

    ناقوس ها مُرده ها رو بیدار میکنن و به طرف آرامش ابدی میبرتشون

  • انگلیسی

    noun adjective
  • زنگ

    noun

    El día que nació, hicieron sonar las campanas desde el amanecer hasta el atardecer.

    روزي که بانو به دنيا اومدن زنگ ها از طلوع آفتاب تا غروب به صدا در اومد.

  • ترجمه های کمتر

    • آلبیزیا سامان
    • ديگميمون
    • زنگوله
    • سامانئا سامان
    • پيتهسلوبيوم سامان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " campana " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Campana

Campana (partido)

+ اضافه کردن

"Campana" در فرهنگ لغت اسپانیایی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Campana در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "campana"

عباراتی شبیه به "campana" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "campana" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه