ترجمه "candidato" به فارسی
نامزد, داوطلب, نامزد انتخابات بهترین ترجمه های "candidato" به فارسی هستند.
candidato
noun
masculine
دستور زبان
Persona que realiza una solicitud. [..]
-
نامزد
nounMás no el suficiente para una candidata a Oxford.
براي نامزد هاي ثبت نام در آکسفورد اصلاً خوب نيست.
-
داوطلب
nounPero le he ofrecido un candidato cuya integridad puedo garantizar.
ولي يک داوطلب بهتون معرفي کردم ، که ميتونم قابل اعتماد بودنش رو تضمين کنم.
-
نامزد انتخابات
noun
-
ترجمه های کمتر
- نامزد انتخاباتی
- کاندید
- کاندیدا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " candidato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "candidato" با ترجمه به فارسی
-
کنشگر سیاسی مستقل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن