ترجمه "capacidad" به فارسی
استطاعت, توانایی, سررشته بهترین ترجمه های "capacidad" به فارسی هستند.
capacidad
noun
feminine
دستور زبان
Cualidad de ser capaz de realizar, la cual permite o facilita logros o realizaciones. [..]
-
استطاعت
noun -
توانایی
nounY tampoco es la capacidad para reunir a millones en las calles.
توانایی به خیابان آوردن میلیون ها نفر هم نیست.
-
سررشته
noun
-
ترجمه های کمتر
- شایستگی
- صلاحیت
- ظرفیت
- ظرفیت خازنی
- قابلیت
- گنجايش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " capacidad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "capacidad" با ترجمه به فارسی
-
توانایی بیماریزایی · كمويشناكي · نابيماريزايي · ويشناكي · گندزايي
-
كارفرماها · کارفرمایی
-
اهلیت
-
بهداشت رواني · توانایی ذهنی · حافظه · ذهن · طرز فکر · ظرفيت يادگيري · قوه ذهنی · مزاح · هوش
-
ظرفیت اتصال آب
-
ظرفيت رويشي بذر
-
امکانات تولید · ظرفيت توليد · پتانسيل توليد
-
ظرفیت گرمایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن