ترجمه "capitán" به فارسی

کاپیتان, رهبر, سروان بهترین ترجمه های "capitán" به فارسی هستند.

capitán noun masculine دستور زبان

Persona legalmente al mando de una nave que viaja por el mar.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاپیتان

    noun

    representante y portavoz de los jugadores

    El capitán nos dijo que no lo lograríamos, teníamos que regresar.

    کاپیتان به ما گفت نمی توانیم به مقصد برسیم، باید به قایق برگردیم.

  • رهبر

    noun

    Ud., tan bonita, seguro que también cuando fue capitana de las animadoras.

    اگر شما رهبر گروه رقص دانشجويي ما بشين ، بهتر هم مي شه

  • سروان

    افسر جزء نظامی

    Así que te llevaremos a la comisaría como dijo el capitán.

    پس همونطور که سروان گفت تو رو به اداره ميبريم.

  • ترجمه های کمتر

    • ناخدای کشتی
    • ناخُدا
    • کاپیتان (فوتبال)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " capitán " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Capitán
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سروان

    Capitán Barnes dice que debemos reportar cualquier infracción.

    سروان بارنز گفت که بايد تخلفات رو گزارش کنيم

عباراتی شبیه به "capitán" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "capitán" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه