ترجمه "capital" به فارسی
سرمایه, پایتخت, مايملك شركا بهترین ترجمه های "capital" به فارسی هستند.
capital
adjective
noun
masculine
دستور زبان
comete una carretada de mierda [..]
-
سرمایه
factor de producción constituido por inmuebles, maquinaria o instalaciones propias de cualquier género
La tecnología y la innovación se comportan como la riqueza y el capital.
تکنولوژی و اختراعات مانند ثروت و سرمایه عمل می کنند.
-
پایتخت
nounciudad o localidad donde residen el gobierno central
Dublín es la capital de Irlanda.
دوبلین پایتخت ایرلند است.
-
مايملك شركا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " capital " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Capital
Capital (Bahréin)
-
سرمایه
یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
En "Capital Justo" no sabemos, y no lo debemos decidir nosotros.
در «سرمایه عادلانه» ما این را نمیدانیم و پیدا کردن آن هم کار ما نیست.
عباراتی شبیه به "capital" با ترجمه به فارسی
-
پایتخت
-
سود سرمایهای
-
همكاري
-
capital gains tax
-
سرمایه
-
هفت گناه کبیره
-
مجازات اعدام
-
سرمایه جاری · سرمایه در گردش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن