ترجمه "capullo" به فارسی
سبوس, غنچه, پیله بهترین ترجمه های "capullo" به فارسی هستند.
capullo
noun
masculine
دستور زبان
-
سبوس
noun -
غنچه
nounSiempre espero que los capullos florezcan.
هميشه منتظر بودم اين غنچه هاي رز باز بشن
-
پیله
nounEste capullo del gusano, por ejemplo, crea una arquitectura altamente sofisticada, un hogar dentro del cual se metamorfosiza.
این پیله کرم ابریشم، برای مثال، معماری شدیدا پیچیدهای را میافریند، منزلی در درون آن برای دگریسی.
-
کسکش
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " capullo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "capullo" با ترجمه به فارسی
-
پیلهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن