ترجمه "cargador" به فارسی
خشاب ترجمه "cargador" به فارسی است.
cargador
noun
masculine
دستور زبان
-
خشاب
noundispositivo de almacenamiento de municiones para las armas de fuego
Lleva 6 balas en el cargador y una en la recámara.
شش تا فشنگ توی خشاب داره ، یکی هم توی خودش.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cargador " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cargador" با ترجمه به فارسی
-
بالابرهای عدل · تخليهگرها · خاکبردارها · لودرها
-
لودر
-
شارژر باتری
-
دروگرها · ماشينهاي برداشت · ماشينهاي ريشهكني
-
دستگاههاي عدلبندي كاه · دستگاههای عدلبندی
-
دروگرهای محصولات ریشهای · ماشينهاي چغندركن
-
بالابرهای عدل · تخليهگرها · خاکبردارها · لودرها
-
دستگاههاي عدلبندي كاه · دستگاههای عدلبندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن