ترجمه "carpa" به فارسی
كپور, چادر, ماهی کپور بهترین ترجمه های "carpa" به فارسی هستند.
carpa
noun
feminine
دستور زبان
Alojamiento portátil (hecho generalmente del plástico impermeable, de piel o de lona animal estirada por los extremos) que se utiliza para abrigar personas y objetos del tiempo al acampar o en los festivales. [..]
-
كپور
noun -
چادر
nounElla quiere que lo disfrutes, yo quiero que manejes la carpa.
ايشون ميخوان تو خوش بگذروني ، من ميخوام حواست به چادر باشه.
-
ماهی کپور
Digamos que queremos deshacernos de una especie invasora, como sacar la carpa asiática de los Grandes Lagos.
مثلاً میخواین از شر گونه های مهاجم خلاص بشین. مثلاً ماهی کپور آسیایی رو از آبهای گریت لیکز ریشه کن کنین.
-
ماهي كپور معمولي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " carpa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "carpa"
عباراتی شبیه به "carpa" با ترجمه به فارسی
-
ماهي كپور معمولي · ماهی کپور
-
ماهی طلایی · ماهی قرمز
-
ماهي كپور معمولي · ماهی کپور
-
ممرز · کرزل
-
استخوان بازو · استخوان درشتني · استخوان ران · استخوان زند زبرين · استخوان كتف · استخوان كف دست · استخوان كف پا · استخوان مچ · استخوان مچ پا · استخوان نازكني · استخوانهاي بند انگشت · استخوانهای اندام حرکتی · استخوانهای مچ دست · راديوس · كشكك · مفصل شانه
-
ماهي كپور معمولي · ماهی کپور
-
ممرز · کارپینوس بتولوس
-
کارپینوس بتولوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن