ترجمه "castor" به فارسی
بیدسترها, سگ آبی, ببر بهترین ترجمه های "castor" به فارسی هستند.
castor
noun
masculine
دستور زبان
persona con los dientes salidos [..]
-
بیدسترها
-
سگ آبی
Mamífero del género Castor, con una cola ancha y plana y patas palmeadas.
Las presas de los castores sí; la presa Hoover, no.
سدی که سگ آبی روی آب میسازه,بله. سد هوور ,نه.
-
ببر
noun
-
ترجمه های کمتر
- بیدستر
- روغن كرچك
- ریسینوس کومونیس
- كاستور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " castor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Castor
-
سگ آبی
تصاویر با "castor"
عباراتی شبیه به "castor" با ترجمه به فارسی
-
روغن كرچك (گیاه)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن