ترجمه "chimenea" به فارسی

دودکش, بخاری, آتشگاه بهترین ترجمه های "chimenea" به فارسی هستند.

chimenea noun feminine دستور زبان

Estructura vertical de ladrillo, muro o hierro que lleva el humo o vapor lejos de un fuego, máquina, etc. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دودکش

    noun

    elemento arquitectónico

    Hay una horrible cantidad de humo saliendo de mi chimenea.

    دود سياه زيادي داره از دودکش خونه ام مياد بيرون.

  • بخاری

    noun

    Supongo que no tenemos fotos para colgar sobre la chimenea.

    من حدس می زنم که ما از تصاویر به چسبیدن به در پیش بخاری می باشد.

  • آتشگاه

    noun

    Pensaron que una chimenea podría atraer a la gente y ayudar a iniciar conversaciones.

    به نظر آنها یک آتشگاه میتوانست مردم را به داخل جذب کند و کمک به شروع مکالمه کند.

  • ترجمه های کمتر

    • اجاق
    • شومينه
    • شومینه
    • نک
    • کوره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chimenea " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "chimenea"

عباراتی شبیه به "chimenea" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "chimenea" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه