ترجمه "cima" به فارسی
قله, اوج, بحران بهترین ترجمه های "cima" به فارسی هستند.
cima
noun
verb
feminine
دستور زبان
El punto más alto de una montaña.
-
قله
nounHabía una torre en la cima de la montaña.
یک برج بر روی قله وجود داشت.
-
اوج
nounNecesito a alguien que nos lleve de nuevo a la cima.
یکی رو میخوام که دوباره ما رو به اوج برگردونه
-
بحران
noun
-
ترجمه های کمتر
- راس
- مرتفعترین نقطه
- منتها
- نیم روز
- چکاد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cima " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cima"
عباراتی شبیه به "cima" با ترجمه به فارسی
-
کوارک سر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن