ترجمه "circuito" به فارسی
دور مسابقه, سفر, مسیر مسابقه بهترین ترجمه های "circuito" به فارسی هستند.
circuito
noun
masculine
دستور زبان
Enlace de comunicación entre dos o más puntos. [..]
-
دور مسابقه
noun -
سفر
nounEn la actualidad, los superintendentes de circuito visitan las congregaciones para animar a los hermanos.
امروزه سرپرستان حوزه به منظور دلگرم کردن همایمانانشان از یک جماعت به جماعت دیگر سفر میکنند.
-
مسیر مسابقه
nounSi éstos puntos fueran autos en un circuito de carreras,
اگر این نقطه ها ماشین هایی بودند که در مسیر مسابقه در حال حرکت بودند،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " circuito " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "circuito"
عباراتی شبیه به "circuito" با ترجمه به فارسی
-
سيستم نظارت تلوزيون
-
مدار مخابراتی
-
طراحی مدار
-
میدان مسابقه
-
مدار کنترل
-
فیبر مدار چاپی
-
چیپست
-
مدار الکتریکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن